شمارهٔ ۲۳۵ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
دیدیم کرانه تا کرانه
غیر از تو نبود در میانه
هم دست هزار آستینی
هم صدر هزار آستانه
یک گلبن و سد هزار گلشن
یک شاهد و سد هزار خانه
شادی زمانه جاودان نیست
اندوه تو عیش جاودانه
جرم دگر است طاعت ما
عفو تو نجوید ار بهانه
آسودهتر آنکه غرقه شد زود
کاین بحر نباشدش کرانه
دست ار نرسد بر آستینش
بگذار سری بر آستانه
شب را به نشاط خوش به صبح آر
تا صبح چه آورد زمانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عمیق و تنهایی خود پرداخته است. او میگوید که در دنیا فقط تو را میبیند و هیچ چیز دیگری در میانه نیست. او از تناقض شادی و اندوه صحبت میکند و اینکه شادیهای دنیا پایدار نیستند، در حالی که اندوه عشق او پایدار است. شاعر به طاعت و بخشش اشاره میکند و تأکید میکند که نجات یا آرامش در غرق شدن در عشق است. او به زیبایی صبحگاه و انتظار برای تغییرات زمانه اشاره میکند. این شعر به طور کلی حس عاشقانه و نسبت به زمان و تغییرات آن را به تصویر میکشد.