شمارهٔ ۲۳۶ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ساقیا برخیز کز پیمانه ای
داد دل گیریم از فرزانه ای
سنگ طفلان تا بکی بایست خورد
آخر ای دل تابکی دیوانه ای
زحمتی دارم ز غوغای خرد
ای دریغ از ناله ی مستانه ای
شیخم از مسجد چه غم بیرون کند
هست در بیرون در میخانه ای
سر خوش آن ساقی ببیندمست را
تا بنوشد خود ز می پیمانه ای
شمع اگر ز اول بسوزد خویشتن
سوختن بیندکی از پروانه ای
نیست بزم عاقلان جای نشاط
مسکنی سازیدش از ویرانه ای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به درد و شوق انسان در جستجوی خوشی و لذت زندگی اشاره دارد. شاعر از ساقی میخواهد که به او کمک کند تا از غم و اندوه خود رهایی یابد. او به ناپایداری زندگی و خستگی ناشی از عقلانیت اشاره میکند و میگوید که عاقلان نمیتوانند در مجالس شادابی پیدا کنند. همچنین بر این نکته تأکید میکند که شادی و سرخوشی در بیخیالی و در دلسپردن به عشق و لذتهای زندگی یافت میشود. در نهایت، شاعر میخواهد تا از زیبایی و نشانههای عشق و خوشی بهرهمند شود و از غم و اندوه فرار کند.