شمارهٔ ۲۵۹ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
موکب شاه جهان آمده است و از پی
نصر و فتح است و ظفر تا بخراسان از ری
کاسه از فرق عدو گیر نه از دست حبیب
نغمه از ناله ی وی جوی نه از ناله ی نی
دشمن از تیغ شهنشه خرد از لمعه ی عشق
همچو شمع سحر از باد و گلستان از دی
آخر ای دل نه تو از خیل شهی خیز و براه
قدمی نه که شود بدرقه ات همت وی
چند بیهوده بسر میبری این عمر عزیز
تا کی آخر بعبث عمر گذاری تا کی
بار بگشا که ازین راه سفرهاست به پیش
سست منشین که در این دشت خطرهاست ز پی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها، شاعر از آمدن موکب شاه جهان به سمت بخراسان و پیروزیهای او سخن میگوید. او تأکید میکند که باید به جای تکیه بر دوستان، از دل دشمن ضربه گرفت و نغمهای از عشق و پیروزی سر داد. شاعر به دل هشدار میدهد که باید از خواب غفلت بیدار شود و در این دنیای خطرناک، نباید بیهوده وقت خود را تلف کند. در نهایت، او دعوت به گشایش و پیشروی در مسیر زندگی میکند و خطرات را یادآور میشود.