نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

فرخنده پیکریست که سر در هوای تست

فرخنده تر سریست که بر خاکپای تست

سودای زاهدان همه شوق بهشت و حور

غوغای عارفان همه ذوق لقای تست

امروز اگر بباد رود در رهت چه باک

فردا که سر زخاک بر آید بپای تست

گر خدمتیست از تو بما بار نعمتیست

کاری نکرد بنده که گوید برای تست

ما را بقدر خویش خطائیست لاجرم

چندان که بیش باشد کم از عطای تست

عفو تو دیده ایم و گنه کرده ایم، اگر

بر جرم ما نبینی و بخشی سزای تست

سر بر مراد دوست نهادی به تیغ خصم

ای کشته غم مدار که خود خونبهای تست

آهسته تر نمیروی ای میر کاروان

ای بس ضعیف و خسته که اندر فقای تست

تن خسته، دل شکسته، نظر بسته، لب خموش

ای عشق کار ما همه بر مدعای تست

بر کس نشاط رشک ندارد ز راحتی

الا بر آن دلی که بغم مبتلای تست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و ارتباط عارفان با معشوق می‌پردازد. شاعر فرخنده بودن شخصی را که در آرزوی وصال معشوق است، ستایش می‌کند و بر عظمت عشق الهی تاکید می‌نماید. او به زاهدان اشاره می‌کند که تنها به شوق بهشت می‌نگرند، در حالی که عارفان تنها در پی دیدار و وصال معشوق‌اند. شاعر بیان می‌کند که حتی اگر در این دنیا دچار مشکلاتی شوند، باید امیدوار باشند زیرا روزی بر خاک خواهند ایستاد و به عشق واقعی دست خواهند یافت. او همچنین بر مفهوم بخشش و عفو تأکید می‌کند و از دوست می‌خواهد که بر گناهان ننگرد و ببخشد. در نهایت، شاعر به ضعف و خستگی جسم اشاره کرده و می‌گوید که عشق، تلاش و کوشش‌های او و دوستانش را به وجود آورده است.