نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر کرا دل، دلبری را منزل است

آنکه بی دلبر بماند بی دل است

شاهد از یاران کجا گیرد کنار

هر کجا شمعی میان محفل است

این جفا و جور مخصوص تو نیست

هر که شد سیمین بدن سنگین دل است

خواجه پندارد که عیب عاشقان

تا نگوید، کس نگوید عاقل است

عشق دریاییست بیحد کاندر آن

موج کشتیبان و توفان ساحل است

طالبان را خستگی در راه نیست

عشق هم راه است و هم خود منزل است

سهل گردد کار اگر از بهر اوست

کارها با خود پرستی مشکل است

دست صدق آمد برون از جیب عشق

زین پس افسون خرد بیحاصل است

ظلمت ار یکسر بگیرد خانه را

چون فروغ شمعی آید زایل است

در همه عالم یکی حق بیش نیست

آنکه کثرت می پذیرد باطل است

از خرد بگذر نشاط از عشق نیز

عاشق از خود غافل از وی عاقل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر به مفهوم عشق و دل‌باختگی اشاره شده است. شاعر می‌گوید که هر کسی که عاشق است، دلش را در گروی معشوق سپرده و اگر کسی بی‌دلبر بماند، بی‌دل است. عشق به عنوان یک دریای بی‌پایان توصیف شده که موانع و مشکلاتی را به همراه دارد، اما در عین حال، خود عشق هم‌راه و هم‌منزل است. شاعر تأکید می‌کند که خودپرستی کار را سخت می‌کند و در عشق، راستگویی و صداقت اهمیت دارد. همچنین، می‌گوید که در دنیا فقط یک حقیقت وجود دارد و آنچه که متنوع به نظر می‌رسد، باطل است. در نهایت، عاشق باید از خود غافل شود تا به لذت واقعی عشق برسد.