نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۸ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

نه دل به دست یاری نه سر به زیر باری

آسوده بایدم زیست یک چند بر کناری

خرم به روزگاران از دوستان بخشمی

خرسند در بهاران از بوستان بخاری

آیینه دل ما دیریست تا ندیدست

از دوستان صفایی وز دشمنان غباری

یاران به طاعت امید دارند و ما بر امید

نومید برنگشتست زین در امیدواری

از من برید و با دوست پیوست دل که نیکوست

خصمی جدا ز خصمی، یاری قرین یاری

بیهوده روزگاری بردی به سر نشاطا

تا چند وقت خود را ضایع همی‌گذاری؟

یا بازویی که زخمی کاری زند طلب کن

یا مرهمی که سودی بخشد به زخم کاری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به احساسات و حالات درونی خود اشاره می‌کند. او از عدم امیدواری نسبت به یاری و نادرستی سرنوشت گله‌مند است و بر این نکته تأکید می‌کند که زندگی را باید با آرامش و بدون نگرانی سپری کرد. همچنین به دوستی و دوستی‌های واقعی و تغییر روابط اشاره کرده و می‌گوید که باید از دوستی‌های نیک بهره برد و از دشمنی‌ها دوری جست. در نهایت، او به ارائه راه‌حل‌هایی برای زخم‌ها و مشکلات اشاره می‌کند و نیاز به یاری و درمان را مطرح می‌کند. احساس یاس و نیاز به ارتباطات مثبت در این شعر به خوبی نمایان است.