شمارهٔ ۳۵ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در عشق هیچ مرحله جای درنگ نیست
بشتاب زانکه عرصه ی امید تنگ نیست
رخ از بلا متاب که مقصود انبیا
جز در میان آتش و کام نهنگ نیست
طفلان هنوز بی خبرند از جنون ما
یا این جنون هنوز سزاوار سنگ نیست
با بندگان چه جای عتابست و خشم و کین
از ما اگر ملولی حاجت بجنگ نیست
دارد برفتن از سر بالین من شتاب
ای جان بر لب آمده جای درنگ نیست
دلتنگ نیست کس اگرش دوست در دل است
در منزلی که شاه زند خیمه تنگ نیست
فتح علی شه آنکه بدوران او نشاط
گر ناله ای به گوش رسد ، جز ز چنگ نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره شدت و ضرورت عشق و نگرانی برای از دست دادن فرصتهاست. شاعر به این نکته اشاره میکند که در عشق نباید درنگ کرد و باید با شتاب عمل کرد، زیرا فضا برای امید و خوشی محدود است. او تأکید میکند که راه رسیدن به مقصود تنها در میان چالشها و خطرها است. همچنین اشاره میکند که دیگران از وضعیت عشقی او بیخبرند و او را به تحمل و گذشت دعوت میکند. شاعر احساس میکند که زمان برای او به تنگی میگذرد و باید از هر لحظه بهره ببرد، همچنین اگر دوستی در دل وجود دارد، دلتنگی بیمورد است. در نهایت، او به نشاط دوران خود اشاره کرده و میگوید که هر صدای نالهای نیز به خاطر عدم رضایت از چنگ زدن به زندگی است.