نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قرارگاه جهان بر مدار تقدیر است

عجب زخواجه که درگیر و دار تدبیر است

اگر بلطف بخوانند کبک صیاد است

و گر بقهر برانند باز نخجیر است

نه لطف خاصه ی طاعت نه خشم لازم جرم

خدای را چه طلسم است این چه تأثیر است

زهی کمال کشی ابروان بر چینش

که هر طرف نگرد دیده، تیر بر تیر است

و زان لبان شکر بار او تعالی الله

که گر بزهر دهد حکم شهد با شیر است

بقید زلف ببستی دل مراد و دلی

که در تو شیفته نبود سزای زنجیر است

زناله بس مکن ای دل در آن سلاسل زلف

که هست اگر اثر از ناله های شبگیر است

خمار دوش نماند از نشاط اثر ساقی

بیار باده که گر زود میرسی دیر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی تقدیر و سرنوشت انسان‌هاست و به روابط عاشقانه و تأثیر آن بر روح و دل می‌پردازد. شاعر به بررسی لطافت‌ها و تلخی‌های زندگی می‌پردازد و از زیبایی‌های عشق و دردهایی که زنجیر عشق به دل می‌زند سخن می‌گوید. او از خدای می‌خواهد که لطف کند و وضعیت را تغییر دهد و در عین حال به دلخوشی‌ها و لذایذ زندگی نیز اشاره می‌کند و از شربت عشق یاد می‌کند. در نهایت، شاعر به مسأله گذار زمان و ضرورت بهره‌مندی از لذت‌ها پیش از دیر شدن می‌پردازد.