شمارهٔ ۳۹ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گرچه ما را پای تا سرجرم و سر تا پا خطاست
خواجه دید آنگه خرید، ار عیب ها پوشد رواست
آنکه دستم داد اگر دستم بگیرد در خور است
آنکه مستم کرد اگر عذرم پذیرد هم سزاست
گر بخشم آید حلیم است ار ببخشاید کریم
گر بخواند شهریار است ار براند پادشاست
بی خطا گیرد که این عدل است و اینش عادل است
بی سزا بخشد که این فضل است و اینش اقتضاست
وجهة فی کثرة الاصداع امسی واحدا
نیست جز یک روولی سد حلقه در زلف دو تاست
این طلبکاران نعمت را بلایی در پی است
دوست جویان را بلا در پیش و نعمت در قفاست
جز وجود شاه حاشا نعمتی جوید نشاط
جنت از طاعت نجوید آنکه جویای خداست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عیوب انسانی و خطاهای خود اشاره میکند و بیان میکند که اگر کسی عیوب او را بپوشاند، این عمل پسندیدهای است. او تأکید میکند که کسی که به او کمک کند و عذرش را بپذیرد، شایسته احترام است. همچنین، شاعر به وصف نعمتها و بلاها میپردازد و میگوید که در جستجوی خدا، انسان باید از نعمتهای بینهایت او بهرهمند شود. در نهایت، او بر اهمیت پادشاهی و حکمت در میان آدمیان تأکید میکند و میگوید که در جستجوی حقیقت و خداوند، باید از ریا دوری جست.