شمارهٔ ۴۰ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
حاصل هر دو جهان خوشه ای از خرمن ماست
ساحت کون و مکان گوشه ای از مسکن ماست
چشم بر بند و به ظلمتکده ی فقر در آی
تا ببینی که فروغ فلک از روزن ماست
چشمه ی کوثر و آن باغ دلارای بهشت
نمی از مشرب ما، نکهتی از گلشن ماست
چه اثر بود درین دشت که بی زحمت کشت
یک جهان ریزه خور و خوشه بر از خرمن ماست
سر بمخدومی آفاق نیاریم فرود
زانکه از خدمت شه سلسله در گردن ماست
همه بگذار که با اینهمه اینک در شهر
کودکی باز بمژگان سیه رهزن ماست
هم قصاص دل مارا مگر از ما طلبند
زآنکه با خون دل آلوده همی دامن ماست
دشمن و دوست نداند کس اگر طالب اوست
خلق بیهوده یکی دوست یکی دشمن ماست
گفتمش هیچ اثری بود در این ره ز نشاط
گفت سر گشته غباری ز پی توسن ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان اهمیت و زیباییهای زندگی و جهان میپردازد و به نوعی فلسفه وجودی و جایگاه انسان را بررسی میکند. شاعر میگوید هر دو جهان، یعنی دنیای مادی و معنوی، بخشی از دارایی و خوشبختی ماست. او به خواننده پیشنهاد میکند که بیتوجه به فقر و محدودیتها، به درون خود برود تا نور و زیبایی زندگی را بیابد. همچنین اشاره میکند که بهشت و نعمات آن تنها از دل ما سرچشمه میگیرد و هر چیزی بدون زحمت به دست نمیآید. در این میان، ارتباطات انسانی و تناقضها بین دوستان و دشمنان نیز مورد توجه قرار میگیرد. شاعر در پایان با بیان اینکه زندگی پر از چالشها و دردسرهاست، اما بایستی همچنان به زیباییها و شادیها امید داشت و به آنها توجه کرد.