شمارهٔ ۵۰ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جانم بلب و جام لبالب ز شراب است
فردا چه زیان زآتشم این جام پر آب است
گفتم شب امید من از چهره بر افروز
گیسوش بر آشفت که مه زیر سحاب است
سودی ندهد پند، بگویید بناصح:
کوتاه کن افسانه که دیوانه بخواب است
بیگانه چه داند که تویی پرده برافکن
وانجا که منم نیز چه حاجت بنقاب است
در هر قدمم روی تو آمد بنظر لیک
در گام دگر باز بدیدم که حجاب است
سد گنج نهان بود مرا در دل و جانان
نادیده گذشتند که این خانه خراب است
بسیار بگفتند و جوابی نشنیدند
نا گفته نشاط از تواش امید جواب است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که احساسات شاعر را درباره عشق و زیبایی بیان میکند. او با اشاره به حالاتی چون شادابی ناشی از شراب و افکار عاشقانهاش، به بیفایده بودن نصیحتها و پندها اشاره میکند. او همچنین از دردسرهایی که عشق برایش ایجاد کرده صحبت میکند و نشان میدهد که زیبایی معشوق همیشه در نظرش است، اما موانع و حجابهایی وجود دارد که او را از دیدن کامل آن باز میدارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره دارد که بسیاری چیزها را گفتهاند اما هنوز امید به پاسخ از معشوق در دل او باقی مانده است.