شمارهٔ ۵۵ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
آگاه کسی ز کار ما نیست
کاو را نظری به یار ما نیست
ماییم و دلی خراب و آن نیز
یک روز به اختیار ما نیست
صیدی که سر از کمند پیچد
در جرگهٔ شهسوار ما نیست
آن بنده که رای خویش جوید
در درگه شهریار ما نیست
خود بینی و خویشتن پرستی
رسمی ست که در دیار ما نیست
آگاه نشاط از غم ما
یاراست که غمگسار ما نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تنهایی و دلشکستگی خود اشاره میکند و میگوید که کسی از وضع او آگاه نیست و هیچکس به معشوق او نگاه نمیکند. او احساس میکند که دلش خراب است و این وضعیت به اراده او نیست. او به آرزوی افرادی که در بند هستند و به دنبال آزادی میگردند، اشاره میکند و بیان میکند که هیچکس نمیتواند در جمع قهرمانان واقعی باشد اگر نیاز به خودبینی و خودپرستی داشته باشد. در نهایت، میگوید که کسی نمیتواند به شادی او پی ببرد چون هیچکس بر غم او آگاه نیست.