نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تهی کردیم از نامحرمان هم دیده و دل را

فرود آرد کجا تا ساربان از ناقه محمل را

بیا امشب ز ذکر روی او شمعی بزم آریم

ز دل وز یاد زلفش مجمری سازیم محفل را

به سد رنج از خطرها چون گذشتم ای دریغ اکنون

به اول گام این وادی نشان دادند منزل را

نجوید شمع نابینا و گر بینا بود جویا

فروغ وی بود روشن دلیلی شمع محفل را

چو آگاه است او ما غافل ار باشیم به باشد

که از پی می‌رود صیاد آگه صید غافل را

به تلخی جان شیرین بایدت دادن نشاط اکنون

شرابی تلخ جو و آن شاهد شیرین‌شمایل را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت‌ها از جدایی و فاصله از نامحرمان سخن می‌گوید و به وصف محفل‌های عاشقانه و زیبایی اشاره می‌کند که باید در سایه عشق پر شود. او در ادامه به سختی‌ها و خطرهایی که از سر گذرانده، اشاره می‌کند و از نقطه آغازین عشق یاد می‌کند. شاعر همچنین به نقش شمع به عنوان نمادی از عشق و آگاهی اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق باید در دل‌ها روشن شود. در نهایت، او با اشاره به تلخی زندگی و شیرینی عشق، دعوت به نوشیدن شرابی تلخ برای فراموشی غم‌ها می‌کند و یادآور زیبایی‌های معشوق می‌شود.