نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست

برو ای خواجه که در عشق ترا فرمان نیست

منظر دوست چرا از نظری اشک فشان

نوبهاریست که دروی اثر از باران نیست

روی بیگانه چو روز است ولی روز فراق

طره ی یار چو شب لیک شب هجران نیست

یار باز آمد و آشفتگی از دل نه برفت

این چه دردیست که دروی اثر از درمان نیست

هر که روی تو ندیدست زگفتار نشاط

عجبی نیست که دروی اثری چندان نیست

ناله ی بلبلش از جا نبرد دل چه عجب

هر کرا دیده به دیدار گلی حیران نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و دردناک مرتبط با عشق و جدایی اشاره دارد. شاعر می‌گوید اگر دل و چشم تو به عشق پرشور و گریان نیست، بهتر است که بروی، چون عشق تو را نمی‌فهمد. او به زیبایی و محنت عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که گاهی اوقات غم و اندوه از جدایی به وجود می‌آید و درمانی برای آن وجود ندارد. در انتها، شاعر اشاره می‌کند که دیدن زیبایی‌ها و عشق واقعی، انسان را شگفت‌زده و بی‌قرار می‌کند. احساساتی چون شادی و غم در عشق به طور عمیق و غیرقابل تفکیک با یکدیگر درهم تنیده شده‌اند.