شمارهٔ ۷۰ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
نوبت خرمی بستان است
عهد سرو و سمن و ریحان است
نرگس از خواب مگر دیده گشود
که بر آن ژاله گلاب افشان است
با صبا نفخه ای از زلف نگار
یا شمیمی ز نگارستان است
شاد زی شاد کز ابر کرمت
دهر گلزار و جهان بستان است
فارغ از حادثه ی دوران باش
که نگهبان تو خود دوران است
کرم عام تو عامیست بخلق
که شهورش همگی نیسان است
تو بنخجیر شتابان و قضا
از پی خصم تو در میدان است
تو بگلزار خرامان و قدر
نایب حکم تو در دیوان است
غم که از دوست بود به ز نشاط
درد کز دوست بود درمان است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره بهار و زیباییهای طبیعت است. با اشاره به گلها و عطر دلانگیزشان، بر لذت از زندگی و شادمانی تأکید دارد. شاعر به خواننده میگوید که باید از نگرانیها رها شود، زیرا سرنوشت تحت مراقبت خداوند است. همچنین، بر اهمیت دوستی و شادی نسبت به غمها تأکید میشود و بیان میکند که حتی درد ناشی از دوستی نیز با نشاط و خوشحالی قابل تحمل است.