شمارهٔ ۶۶ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
جز بر این در سری به سامان نیست
دوری از خاک این در آسان نیست
وقت آن شد که سینه چاک زنم
کاین دل تنگ جای جانان نیست
سخره ی دشمنانش باید بود
هر که در روی دوست حیران نیست
گفته بودم که دل بکس ندهم
ای دریغا که دل بفرمان نیست
تو برون مانده ای زپرده نشاط
ورنه رخسار دوست پنهان نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر اشاره به جدایی و دوری از معشوق دارد. شاعر احساس میکند که زندگی بدون محبوبش سامان نمییابد و جدایی از خاک او برایش آسان نیست. او تصمیم میگیرد که با قلبی آکنده از عشق و درد فریاد بزند و بر این احساسات غلبه کند. همچنین، او نسبت به دشمنان این عشق میگوید که باید به آنها بخندد و از عشقش دفاع کند. در نهایت، شاعر بیان میکند که اگرچه معشوق در پس پرده شادی قرار دارد، اما نمیتواند از عشق خود دست بردارد.