شمارهٔ ۷۲ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سر نهادیم به سودای کسی کاین سر ازوست
نه همین سر که تن و جان و جهان یکسر ازوست
گر گل افشاند و گر سنگ زند چتوان کرد
مجلس و ساقی و مینا و می و ساغر ازوست
کر به توفان شکند یا که به ساحل فکند
ناخداییست که هم کشتی و هم صرصر ازوست
من به دل دارم و شاهد به رخ و شمع به سر
آنچه پروانهٔ دلسوخته را در پر ازوست
از من ای باد بگو خیل گنهکاران را
غم مدارید که گر جرم ز ما آذر ازوست
هوسی خام بود شادی دل جز به غمش
خنک آن سوخته کش سود غمی بر سر ازوست
چه نویسم که سزاوار سپاسی باشد
معنی و لفظ و مداد و قلم و دفتر ازوست
دولت شاه جهان باد فزاینده نشاط
کاین فروغیست که بر خلق ضیاگستر ازوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی بیانگر عشق عمیق و وابستگی به یک فرد خاص است. شاعر از سرنهادن و فدای خود کردن برای کسی صحبت میکند که تمام وجودش به او وابسته است. او اشاره میکند که همه خوشیها و تلخیهای زندگی از آن شخص ناشی میشود و حتی نعمتها و یا سختیها، همگی به نوعی به او مربوطاند. شاعر همچنین به حال و هوای عاشقانه و جستوجوی خوشبختی در سایه عشق اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که همه چیز در زندگی به عشق و وجود آن محبوب برمیگردد. در پایان، بر شادی و نشاط ناشی از دوستی و عشق تأکید میکند و میگوید این احساسات، نور و درخشش خاصی به زندگی میبخشند.