نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۴ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

قاصدی مژده رسان در راه است

روز آراستن خرگاه است

صبح عیداست و جهان تا بجهان

خرم از دولت شاهنشاه است

بر من و واپسیم عیب مکن

همه جا مقصد من همراه است

چاه با راه در این پرده یکیست

راه یوسف سوی مصر از چاه است

من از او، انده ازو، شادی ازوست

دست بیگانه زمن کوتاه است

عرض حاجت بر او حاجت نیست

دوست از کرده ی خود آگاه است

دل من در کنف حضرت اوست

هرچه از دوست رسد دلخواه است

نامه از سوی کسی داشت نشاط

پاسخی طالب از این درگاه است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به شادی و خوشحالی در روز عید و ورود قاصدی که مژده‌ای آورده اشاره می‌کند. او از نعمت‌ها و خوشی‌هایی که به برکت شاهنشاه به دست آمده، صحبت می‌کند و تاکید می‌کند که نباید به جلوه‌های ظاهری عیب گرفت. شاعر همچنین به نزدیکی راه و چاه اشاره دارد و می‌گوید که همواره با یاری دوست، غم و اندوه از او دور می‌شود. در نهایت، او از بی‌نیازی به درخواست حاجت از دوستش می‌گوید، زیرا دوست از حال او باخبر است و هرچه از او برسد، مطلوب و دلخواه است.