شمارهٔ ۸۶ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما هم چو پرده برفکند آفتاب چیست
اشکم چو در حساب بیاید سحاب چیست
بزم وصال و یار بمن مهربان و باز
در حیرتم که در دلم این اضطراب چیست
کاری کنید کاین شب هجران بسر رسد
اندیشه از درازی روز حساب چیست
از رشک غیرم از چه کشی جور یار هست
ای عشق در هلاک منت این شتاب چیست
گر شرم دوستی نکند منع او نشاط
یک بوسه خواهد از تو ندانم جواب چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشاندهنده احساساتی عمیق و پیچیده درباره عشق و جدایی است. شاعر به تأثیر آفتاب بر برف اشاره میکند و از اشکهایش به عنوان نمادی از غم و اندوه صحبت میکند. او از بیقراری و نگرانی در دلش میگوید و از دوستش میخواهد که کاری کند تا این شب سرشار از هجران به پایان برسد. همچنین، شاعر به حسادت و درد ناشی از فاصله با معشوق اشاره میکند و در نهایت، شک و تردیدش را درباره پاسخ به محبت معشوق ابراز میکند. به طور کلی، احساس یأس و انتظار برای وصال در شعر به وضوح نمایان است.