شمارهٔ ۹۳ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
من و از خون دل پیمانهای چند
تو و پیمانه با بیگانهای چند
به پیشت درد دل میگویم افسوس
که در گوشت بود افسانهای چند
همان به کآشنا محروم ماند
که محرم شد به او بیگانهای چند
جمال شمع ناپیدا و هرسو
از او آتش به جان پروانهای چند
ندیدم جز غم از پیمان زاهد
من و میخانه و پیمانهای چند
ز غوغای خردمندان به تنگم
دریغ از نالهٔ مستانهای چند
ملول از صحبت فرزانگانم
خوشا ویرانه و دیوانهای چند
دل ما گر رود از دست غم نیست
ز ملک شاه کم ویرانهای چند
مباد آسیب شمع انجمن را
چه باک ار جان دهد پروانهای چند
نشاط آخر برون نِهْ گامی از خویش
تو خود پابست این غمخانهای چند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود صحبت میکند. او به درد دل خود با کسی که به او نزدیک نیست، اشاره میکند و نشان میدهد که حتی با وجود نزدیکی، هیچگاه نمیتواند به خوبی فهمیده شود. شاعر از تنهایی و غم خود در میان مردم خرم و مستانه میگوید و به ویرانی و دیوانگی به عنوان فضایی خوشایند اشاره میکند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که زندگی با غم و درد قابل تحمل است و در نهایت به نشاط و رهایی از این دردها اشاره میکند. به طور کلی، شعر بیانگر تنهایی انسان در میان جمع و جستجوی معنا و آرامش در زندگی است.