نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۴ نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

من و دل را بکویی منزلی بود

که در هر سو دلی با بیدلی بود

چرا خود عشق زینسان مشکل افتاد

که آسان شد از وهر مشکلی بود

میان بحر ره گم کرده ای را

چه سود ار رهبری بر ساحلی بود

دل از پیش و من از پی تابکویش

شهیدی رهنمای بسملی بود

بدان حسرت زکویش رخت بستم

که هر گامی ز راهم منزلی بود

برون از هر دو عالم راه جستم

ولی از عشق گام اولی بود

همی گریم همی سوزم ازین غم

که یارم دوش شمع محفلی بود

بهر عضو نی و مجمر ببزمش

نهان از من زبانی و دلی بود

نشاط امشب مگر دیوانه شد باز

که دیدم همنشین عاقلی بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از دل و عشق سخن می‌گوید و به توصیف احوالات عاشقانه‌اش می‌پردازد. او از دشواری‌های عشق و گمراهی در مسیر عشق یاد می‌کند و حسرتی بر دل دارد که بر سر راه یارش قدم می‌زند. شاعر بیان می‌کند که تمام تلاشش برای رسیدن به یار در عین سختی و مشکل است و از غم دوری او می‌سوزد. همچنین به رفت و آمدها و ملاقات‌های عاشقانه اشاره می‌کند و در نهایت به ایکه، نشانی از دیوانگی و شادی در کنار معشوق می‌افتد. شعر نشان‌دهندهٔ عواطف عمیق و تناقض‌های عشق است.