شمارهٔ ۹۵ نشاط اصفهانی
نشاط اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل از سر کویت هوس خانه ندارد
دیوانهٔ عشقت سر ویرانه ندارد
جز محنت و غم راه به این خانه ندارد
این خانه مگر راه به میخانه ندارد
پیمانه چه غم گر شکند محتسب شهر
مستیم از آن باده که پیمانه ندارد
دل را هوس الفت ما نیست ببینید
دیوانه سر صحبت دیوانه ندارد
مستند دو عالم همه از ساغر وحدت
خوش باش درین بزم که بیگانه ندارد
از آتش معشوق شراری بود این عشق
شمعی که نیفروخته پروانه ندارد
یک بار ندیدیم نشاط آید ازین راه
این کوچه مگر راه به میخانه ندارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و بیپناهی شاعر در دنیای عاشقانه است. شاعر بیان میکند که دلش دیگر هوس جایی جز کوی معشوق را ندارد و از غم و محنت رنج میبرد. او میگوید که هیچ راهی برای خوشی و شادابی در این خانه وجود ندارد و اگر چه محتسب میتواند پیمانه را بشکند، اما او از شادی شراب سیراب است. عاشق در این فضا تنهاست و هیچ همراهی ندارد. در نهایت، از آتش عشق معشوق سخن میگوید و این که هیچ امیدی برای شادابی و نشاط در این مسیر نمیبیند.