نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۹ - حکایت حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / دستورنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

یکی بود در شهرِ تون پیش ازین

که از صحبتش خلق بودی حزین

نبودی دمی بی‌حریف و شراب

حریفان و لیکن ازو در عذاب

عجب عادتی خوی بی‌چاره بود

نه گه‌گاه بودی که همواره بود

ز مجلس به هر چاره و حیلتی

نرفتی برون تا نخوردی لتی

چو دستش فرو کوفتندی و سخت

سویِ خانه رفتی سراسیمه بخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شخصی در شهر تون زندگی می‌کرد که صحبت‌هایش باعث ناراحتی مردم می‌شد. او هرگز بلافاصله از هم نشینی و نوشیدن شراب فراق نمی‌جست و دوستانش هم از او رنج می‌بردند. این عادت او بود که هرگز دست از این کار برنمی‌داشت و حتی وقتی به زور هم او را از مجلس بیرون می‌بردند، به سرعت به خانه‌اش برمی‌گشت.