نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۰ - می، جوان‌مردِ نامرد حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / دستورنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

غرض آن که بر هرچه عادت کنی

ضرورت به عادت اعادت کنی

چنان روز مجلس که با عقل و رای

ز مجلس توانی شدن با سرای

چو هم صحبتِ هوش‌ باشی مدام

غلامی کند خود مدامت مدام

همَت می رساند به آرام‌گاه

همت می دراندازد از ره به چاه

چو با می بسازی غلامی کند

به تمییز تو شادکامی کند

و گر زان که با مِی کنی سرکشی

تو خود آخرالامر کیفر کشی

اگر چه جوان‌مردیش رسم و خوست

ولی ناجوان‌مردیی هم دروست

بود راست چون گاو نُه‌دوره می

تو بر هشتمین باش قانع ز وی

چو پیمانه پر گشت دیگر مریز

چو بشکست صف بی‌توقّف گریز

مدو از پی مسهلِ کارگر

مکن قصدِ جان زهرِ قاتل مخور

مشو غرّه اوّل که بنوازدت

که گر پیل مستی بیندازدت

ستیزه مکن باز بر دستِ خویش

سرِ عجز و بی‌چارگی گیر پیش

چو تو جانبِ او نگه داشتی

برون آرد از عینِ جنگ آشتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به موضوع عادت‌ها و تأثیرات آن‌ها بر زندگی فرد می‌پردازد. نویسنده به این نکته اشاره می‌کند که هر چیزی که انسان به آن عادت کند، به تدریج به آن نیازمند می‌شود و این عادت‌ها می‌توانند هم مثبت و هم منفی باشند. او به اهمیت عقل و تدبیر در انتخاب هم‌صحبت اشاره می‌کند و بیان می‌کند که دوستی با افراد هوشمند و آگاه می‌تواند به آرامش و خوشحالی انسان کمک کند. همچنین به خطرات ناشی از وابستگی به مواد مخدر مانند می‌پردازد و هشدار می‌دهد که اگر کنترل نشوند، می‌توانند به عواقب وخیمی منجر شوند. نویسنده همچنین از نیاز به احتیاط در رفتار و دوری از ناپاکی‌ها سخن می‌گوید و بر این باور است که زندگی باید با حکمت و دوری از خطرات سپری شود. در نهایت، او بر اهمیت صلح و آشتی تأکید دارد و می‌گوید با حفظ خویشتن‌داری می‌توان به تفاهم و دوستی رسید.