نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۴ - در جستن یار هم‌جنس حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / دستورنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

نشاید بر اسرار کردن ستیز

چو در مانی از چاره کردن گریز

اگر محرمِ راز داری نکوست

همه رونق و عیش و عشرت ازوست

چه خوش روزگاری‌ست با هم‌نفس

حرام است بی‌یارِ هم‌دم، نفس

اگر صد حریفت بود هم‌نشین

یکی رازدارت بباید امین

زده امتحانش چو زر بر محک

شده پاک از آلایشِ شرک و شک

ولیکن که دارد؟ کجا کو کراست‌؟

اشارت به عنقا همین است راست

دو نوبت زن ار یافتنی یک دلی

نباشد چو تو در جهان مقبلی

به یاری توان کارها پیش برد

قدم جز به یاری نباید سپرد

چو در خود نمی‌یابی این ماجرا

توقّع کنی از دگر کس چرا

اگر ترک اسرار خود گفته‌ای

ز دانا نصیحت پذیرفته‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر به اهمیت نگهداری از رازها و ارزش دوستی و همراهی اشاره شده است. شاعر می‌گوید که اگر کسی رازدار خوبی داشته باشد، زندگی رنگ و رونق بیشتری می‌گیرد و در کنار یار، خوشی‌ها بهتر معنا می‌شوند. همچنین تأکید می‌شود که انسان باید در ارتباطات خود دقت کند و یکی را که قابل اعتماد است، برای رازهایش انتخاب کند. در نهایت، اشاره می‌شود که اگر کسی در درون خود راه حلی نمی‌یابد، نباید انتظار داشته باشد که دیگران او را نجات دهند و باید به خرد و نصیحت دانایان گوش دهد.