شمارهٔ ۱ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پاکا منّزها متعالی مهیمنا
ای در درون جان و برون از صفات ما
از رحمت تو کم نشود گر به فضل خویش
منت نهی و عفو کنی سیّئات ما
دوران شرّ و فتنه و طوفان و حیرت است
ظلمت حجاب راه شد از شش جهات ما
نوح عنایت توبه به کشتی مغفرت
سعیی کند مگر به خلاص و نجات ما
آلایشی که رفت به آب کرم بشوی
تنزیه ذات پاک تو دارد نه ذات ما
مقصود ما حصول رضا و جوار توست
ورنه چه بیش و کم ز حیات و ممات ما
بی یاد تو اگر نفسی می رود هباست
آری خلاصه یک نفس است از حیات ما
هم تو دهی ز عقده ی تقلیدمان خلاص
ورنه زمانه حل نکند مشکلات ما
ما را ز هول زلزلت الارض باک نیست
حفظ تو بس معاون ما و ثبات ما
یک جرعه گر ز جام تو در کام ما چکد
تا روز حشر کم نشود مسکرات ما
توفیق ده که نام نزاری رود به خیر
بر یاد دوستان تو بعد از وفات ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعا و طلب کمک از خداوند پرداخته و به بیان ویژگیهای الهی و نیازهای انسان میپردازد. شاعر از رحمت و بخشش خداوند سخن میگوید و تأکید میکند که در شرایط سخت و پرآشوب، تنها امید و پشتیبانیاش خداوند است. او به عنوان یک بندۀ نیازمند به دنبال جلب رضایت و نزدیکی به خداست و میخواهد که از آلودگیهای دنیا پاک شود. همچنین، تاکید بر این دارد که یاد خداوند، زندگی را معنا میبخشد و حفظ خداوند در برابر مشکلات و بلایا، قوت و ثبات را به انسان میدهد. در نهایت، شاعر از خدا میخواهد که نام و یادش را پس از مرگ در زمرۀ نیکان قرار دهد.