نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱۲ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ماه من ای سرو سیم اندام من

از دهانت کی برآید کام من

رحم کن ای زندگانی رحم کن

بر دل بی صبر بی آرام من

تا به شیرینی برآمد نام تو

تلخ شد فرهاد وار ایام من

هر چه دیدم سرو قدت می فتد

لرزه هم چون بید بر اندام من

بت پرستی گرچه در اسلام نیست

شهره شد در بت پرستی نام من

عضو عضو یار من هریک بتیست

وای من بر من زین همه اصنام من

من اگر چه صید او گشتم ولیک

او عجب مرغیست اندر دام من

گو مباش از ملک صبحم تا به شام

روی و موی اوست صبح و شام من

قبله ی جان نزاری روی اوست

من خم عشاقم و او جام من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر معروف ایرانی، نزار، درباره عشق و دلدادگی به محبوبش است. شاعر از زیبایی‌های محبوب خود که مانند «سرو سیم اندام» توصیف می‌شود، سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عشق او سبب شادی و آرامش اوست. او به تلخی ایامش در نبود محبوب اشاره می‌کند و احساسات عمیق خود را از عشق و دلدادگی بیان می‌کند. شاعر همچنین به نوعی بت‌پرستی در عشق خود اشاره می‌کند و به ستایش از محبوبش می‌پردازد، به‌طوری‌که تمام لحظاتش با یاد او شیرین می‌شود و وجود او سایر جنبه‌های زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد. در نهایت، او از خود به عنوان «خم عشاق» یاد می‌کند و محبوبش را «جام» خود می‌داند که به او زندگی و معنا می‌بخشد.