نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۲۳ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

ای ز بهشت بی خبر رونق نو بهار بین

رونق نو بهار چه جنت آشکار بین

مریم باغ حامله عیسی غنچه در چمن

مرده زنده دیده ای معجز نوبهار بین

بید کشیده از میان تیغ چو آب و لاله را

از رگ دیده خون دل ریخته در کنار بین

سوسن صد زبان نگر برگ شکوفه در دهن

نرگس شوخ چشم را بر لب جویبار بین

در بر خار غنچه را دختر حامله نگر

بر لب جو بنفشه را مادر سوگوار بین

ار صدف چمن نگر صورت آفتاب و پس

بر سر سبزه زان صدف لولوی تر نثار بین

فاخته از فراز سرو آمده در سخن نگر

بلبل گل پرست بر گل شده بی قرار بین

رغبت ار به بوستان نیست به گور خانه رو

بازگشای دیده را در نگر اعتبار بین

محتسب دغا نگر بی خبر ست گو بیا

بر کف صوفی صفا باده ی خوش گوار بین

روز نو و می کهن روزه کدام و توبه چه

مفتی شهر گو بیا تایب روزه دار بین

در عمل طرب گران معنی ساحری نگر

در قدح معاشران آتش آبدار بین

بربط عیش دیگران ساخته زهره طرب

ناله من چو زیر چنگ از رگ سینه زار بین

مایه ی زندگانیم رفته و در فراق او

بر سر ره دو چشم من باز بمانده زار بین

گر چه خلاف قول خود کرد شکسته خاطرم

رغم مرا و خصم را عهد من استوار بین

دیده تو نزاریا بر تو حجاب می شود

کج نظری ز توست بی دیده به روی یار بین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی‌های بهار و شکوفایی‌های آن اشاره دارد و ترکیبی از تصاویر طبیعی و نمادهای معنادار را به تصویر می‌کشد. شاعر به روح زندگی و معجزات فصل بهار می‌پردازد و تلاش می‌کند تا زیبایی‌های جهان طبیعی را تجلی دهد. او از مریم، باغ، و گل‌ها یاد می‌کند و به زندگی و عشق که در طبیعت در حال شکوفایی است، اشاره می‌نماید. همچنین به تضادها و دلتنگی‌ها در زندگی انسان‌ها می‌پردازد و از دلیری و عشق در میان غم و فقدان سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر به ناتوانی انسان در دیدن زیبایی‌های زندگی اشاره می‌کند و مهم بودن توجه به این زیبایی‌ها را به تصویر می‌کشد.