نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تو را تا با تو باشد چون و چندت

نباشد راه درویشی پسندت

بروتی بر جهان زن کین زبون گیر

ندارد جز برای ریشخندت

دمی گر یا تو در سازد دگر دم

بسوزاند بر آتش چون سپندت

قلندر‌وار اگر مردی برون بر

که خوی خواجگی از بن بکندت

ز دست آرزو برخیز و بنشین

که دست آرزو شد پایبندت

هوا در خانه ی شهوت کشیدت

طمع در کوی رسوایی فکندت

ز خود گر ایمنی ره بی گزند است

در این ره هم ز خود باشد گزندت

به نقد امروز بی خود شو که فردا

پشیمانی نباشد سودمندت

نزاری با تو بر‌گفت آن چه دانست

پدر زین به نخواهد داد پندت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد زندگی دنیوی و پیشنهاد زندگی معنوی می‌پردازد. شاعر به فرد توصیه می‌کند که از اسیر شدن در دنیا و آرزوهای زودگذر پرهیز کند و به حقیقت وجود خود پی ببرد. او به ویژگی‌ها و خطرات دنیا اشاره کرده و می‌گوید که هرگز نباید به ظواهر فریبنده آن اعتماد کرد. در نهایت، با تأکید بر اهمیت شناخت خود و دوری از خواسته‌های نفسانی، شاعر به فرد یادآوری می‌کند که پشیمانی در آینده سودی ندارد و بهتر است امروز از خود و آرزوها رها شود.