نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۷۶ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلاتن

در ده علی الصباح به دفعِ خمار باده

جانم زتشنگی به لب آمد بیار باده

بر خیز و برکش از سرِ خم روزِ عید برقع

آن بس که داد در رمضان انتظار باده

هر صبح دم ز برق اثیر قدح دمادم

در کوره ی وجودِ من افکن چو نار باده

گر برملا نمی خورمش عین مصلحت دان

ترسم که راز سینه کند آشکار باده

قلبِ تموز باده و هنگام تیر باده

وقتِ خریف باده و فصل بهار باده

خوش وقت عارفان که علی رغمِ پارسایان

بر ملکِ کاینات کنند اختیار باده

دارد به مذهبِ حکمایِ بلند همّت

برجوهر نفیس وجود افتخار باده

با دست عمرباد که بی باده بگذرانی

بر باد صبح خوش بود ازدست یار باده

با روزگار در غم و شادی موافقت کن

از کف به هیچ حال تو خالی مدار باده

خواهی نزاریا که بر از عمر خورده باشی

جز با حریف اهل مخور زینهار باده

بی همدمی بسر نشود عمر اهل دل را

با ناخوشان محال بود خوش گوار باده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع لذت بردن از زندگی و باده اشاره دارد. شاعر از سختی‌ها و تشنگی‌های زندگی صحبت می‌کند و خواهان نوشیدن باده است تا خمار و غم‌ها را دفع کند. او به اهمیت لحظات خوش و همراهی با دوستان در زندگی تأکید می‌کند و می‌گوید که بدون همراهی هم‌دل‌ها، زندگی خوشایند نخواهد بود. شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که باده نه‌تنها میسر است بلکه به نوعی افتخار و برگزیدگی در زندگی به حساب می‌آید. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که باید از عمر به درستی بهره‌برداری کرد و از باده به عنوان رمز خوشبختی و زنده‌دلی یاد می‌کند.