شمارهٔ ۱۰۷۸ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ساقی میِ شوق ناک در ده
بر سرکش و ده به دست و سر ده
نقل از لب یار خوش تر آید
از پسته ی خویشتن شکر ده
جانی ز دهان جام بستان
بوسی به لبِ پیاله بر ده
بر دستِ گریز پای نه جام
عذرش منیوش تا به سر ده
ور پاک بخورد و جرعه نگذاشت
در حال بدو یکی دگر ده
ور مست به خانه می رود باز
تکلیف مکن برو گذر ده
مشنو ز غرامتی بهانه
گو قصه مکن دراز زر ده
ور بی نمکی بود گران جان
بر خیز و سبک سرش به در ده
تا جذب پیاله یی توان کرد
از اولِ روز ما حضر ده
ترتیب چنین نگاه میدار
گه اندک و گاه بیشتر ده
پیغام فرست سوی منظور
گو باز مجالِ یک نظر ده
با پیک صبا بگوی کای باد
ما را ز مقام او خبر ده
من بعد سخن مگو نزاری
ترکِ سخنان مختصر ده
بر یاد بساط مجلس شاه
بر خیز و شراب شوق در ده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف لذتهای شراب و میگساری میپردازد و از ساقی و مینوشی صحبت میکند. او به زیباییهای لحظه و لزوم بهرهمندی از زندگی اشاره میکند. اشاره به اینکه کلام عاشقانه و یاد یار از شراب و پسته شیرینتر است، همچنین تأکید بر اجتناب از غصه و طولانی کردن درد و غم وجود دارد. شاعر میخواهد تا از لحظهها لذت ببرد و پیغامهای عاشقانه را فراموش نکند. در کل، شعر تلاشی است برای جشنگرفتن زندگی، آزادی و عشق.