نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۸۲ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یار می باید که باشد چست و چالاک آمده

آری آری این بیان در عین لولاک آمده

می‌تواند شد به معراج حقیقی چون نبی

هر که را این معرفت در تحت ادراک آمده

بر جناح شوق اگر بنشاندت جبریل عشق

خویش را بی‌خویشتن بینی بر افلاک آمده

بر عرض هرگز نخواهد خویشتن را عرضه کرد

هر که از مبدای فطرت جوهرش پاک آمده

نور حق آلوده کی گردد به ادناسِ جهول

فعلِ جسم از آب و باد و آتش و خاک آمده

جام در ده ساقیا جامی که نزد اهل دل داد

زهرِ قاتل وقتِ استعمال تریاک آمده

عشق هر جا خانه گیرد عقل را بر در زند

صیدِ مسکین چون بود در قیدِ فتراک آمده

هر دو عالم چون بود در جنب قدر یک جهت

هم چو پیشِ بادِ صرصر خاک و خاشاک آمده

بارها آید سروش و رازها آرد به من

وز نزاری گر قسم خواهند حقّاک آمده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی ویژگی‌ها و نشانه‌های یک یار حقیقی می‌پردازد که باید چالاک و باهوش باشد. شاعر بیان می‌کند که اگر کسی به معرفت حقیقی برسد، می‌تواند به مقام معراج نزدیک شود. همچنین، عشق را توصیف می‌کند که اگر جبریل عشق بر دوش فردی بنشیند، او خود را فراتر از خود می‌بیند. شاعر به اصل پاک و فطری انسان اشاره می‌کند و می‌گوید که نور حق هرگز آلوده نمی‌شود. در ادامه، بر اهمیت عشق و تأثیر آن بر عقل صحبت می‌کند و به تضاد بین عشق و عقل اشاره می‌کند. همچنین به سروش‌های الهی و رازهایی که به انسان‌ها منتقل می‌شود، اشاره کرده و در نهایت تأکید می‌کند که این رازها می‌توانند انسان را به حقایق عمیق‌تری رهنمون سازند.