نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۸۹ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

عجب سرّی‌ست مردان را درونِ سینه پوشیده

نه با کس گفته‌اند ایشان نه زایشان کس نیوشیده

کی از سر جوشِ رمزِ دیگ ایشان چاشنی یابد

کسی کو نیست در بود و نبودِ خویش جوشیده

کسی کز خود برون آید دگر از خویش ننماید

ز خویش آگه برون ناید که شد در خویش پوشیده

ز خود بینی نبینی جز عدم از خود ببر یارا

که برکم در وجود آید ز شاخ و برگ خوشیده

نبینی عقل را چون عشق بام و در فرو گیرد

همه با او گذارد سر چه ورزیده‌ست و کوشیده

نه خواهد آمدن با خویش نه هُش‌یار خواهد شد

کسی کز مبداء فطرت شرابِ شوق نوشیده

نزاری بلبل بستانِ عشاق است و از مستی

گهی بر سرو نالیده گهی بر گل خروشیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی راز و عمق احساسات مردان است. شاعر بیان می‌کند که مردان در دل خود چیزهایی دارند که نمی‌توانند به زبان بیاورند و هیچکس از آن‌ها آگاه نیست. آن‌ها در جستجوی هویتی هستند که فراتر از وجود مادی خود باشد. عشق و شور و شوق در آن‌ها می‌جوشد، اما این احساسات حتی در وجود خودشان نیز پنهان هستند. شاعر به زیبایی شور و حماسه در زندگی عاشقانه و همچنین ناتوانی عقل در درک عشق را به تصویر می‌کشد. در نهایت، تصویر بلبل عاشق به کار رفته که گاهی از شادی و گاهی از درد به ناله می‌پردازد، نشانه‌ای از جاه‌طلبی و پیچیدگی عشق است.