نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹۲ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به دام عشق درآویختم دگرباره

ز شهر فتنه برانگیختم دگرباره

هزار بار همه خاکِ آستانة دوست

به خونِ دیده برآمیختم دگرباره

چو پیش ازین که برآشفته بودم از مردم

نفور گشتم و بگریختم دگرباره

نزاریا چه کنی قصّه هم چنان می‌گوی

به دامِ عشق درآویختم دگرباره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تکرار تجربه‌ و احساسات عاشقانه‌اش اشاره می‌کند. او به عشق باز می‌گردد و از دشواری‌های آن می‌گوید. باوجود تمامی دردها و مشکلاتی که از عشق کشیده، دوباره با شوق به سوی آن می‌رود. او همچنین به گذشته‌اش اشاره می‌کند که از مردم دوری جسته و دچار کینه شده، اما در نهایت با عشق دوباره به زندگی و ارتباطات بازمی‌گردد. این تکرار و پایداری در عشق، موضوع اصلی شعر است.