نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹۸ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زهی از عنبر سارا نغوله

کمندست آن که داری یا نغوله

ظریفت گفتن و چالاک رفتن

لطیفت گردن و زیبا نغوله

چرا دربندِ زنجیرش فکندی

مگر دارد چو من سودا نغوله

برای صید دل‌ها گاه گاهی

گره وا می‌کند عمدا نغوله

به دعوی کاکلت از سرفرازی

به پیشانی درآمد با نغوله

به دادش لاجرم سروا بریدند

چو خامش کرد کاکل را نغوله

ازین جا با دو شاخش بسته دارند

که بیرون آمد از یاسا نغوله

نزاری را بناگوشت بزد راه

که نه دل می‌برد تنها نغوله

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک بانوی خاص به نام نغوله می‌پردازد. شاعر ویژگی‌های ظریف و دلربای او را همچون چالاکی، زیبایی صورت و گردن او تعریف می‌کند. او از زنجیرهایی که به دور نغوله است نیز گلایه می‌کند و می‌پرسد چرا او را محدود کرده‌اند، در حالی که نغوله قابلیت صید دل‌ها را دارد. در ادامه، شاعر به وقایع مختلف و چالش‌های مربوط به زیبایی و جذابیت نغوله اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که او حتی در میان مشکلات مختلف، هنوز هم مقامی خاص دارد. در نهایت، شاعر با اشاره به داستان ناهمواری‌های نغوله و تأثیرش بر دیگران، به زیبایی‌اش ادامه می‌دهد.