شمارهٔ ۱۱۰۶ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سگالی هست ما را در میانه
که میباید شدن با او روانه
میانِ ما و او چیزی نماندهست
مگر ماییِ ما دام است و دانه
به جز اویی که هستِ اوست مطلق
دگرها جمله افسون وفسانه
مقلّد میکند دعوی که هستم
زغالی و مقصر آن یگانه
ولی ممکن بود هرگز که خفاش
ورای سدره سازد آشیانه
زهی ناممکن آخر در غدیری
کجا گنجد محیط بیکرانه
بتر از بتپرستی خودپرستی
درافتاده به دورانِ زمانه
بود کز بتپرستی باز آیند
کنند از دیر رخ در کعبه خانه
چو غل باشد که در گردن بماند
وبالِ خودپرستی جاودانه
نزاری با سخندان دارد این رمز
نه با نادان که گوید احمقانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفاهیم عمیق وجودی و معرفتی میپردازد. شاعر از رابطهاش با یک حقیقت مطلق سخن میگوید که به نظر میرسد تنها موجود واقعی است و بقیه چیزها صرفاً توهم و فریبی هستند. او به خودپرستی و بتپرستی اشاره میکند و میگوید که در دنیای امروز، گرفتار نوعی خودپرستی شدهایم که از بتپرستی بدتر است. نزار، شاعر، بر این نکته تأکید دارد که تنها از طریق شناخت این حقیقت و گسستن از نقابهای توهمی، میتوان به رستگاری رسید. در انتها، او به اهمیت آگاهی و دانایی در درک این مضامین اشاره میکند.