شمارهٔ ۱۱۴ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
بوی خوشت همره باد صباست
آن چه صبا راست میسر، که راست؟
دوش چو بوی تو به گلزار برد
نالهٔ مرغان سحرخوان بخاست
گل چو نسیمِ تو شنید از صبا
گفت «که این روی بهشت از کجاست؟»
ای گل نو خاسته! آگه نهای
کاین اثرِ بوی دلارام ماست
دست من و دامن باد صبا
باز پی زلف نگارم چراست؟
باد کجا لایق سودای اوست؟
عشق و هوا هر دو به هم نیست راست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و عطری است که با باد صبا همراه است. شاعر به نسیم صبحگاهی اشاره میکند که بوی محبوبش را به گلزار میآورد و پرندگان صبح نالهای سر میدهند. گلها از نسیم میپرسند که این زیبایی از کجاست و شاعر به گل نو رسیده میگوید که این بوی دلانگیز از محبوب اوست. در نهایت، شاعر به ارتباط خود با باد و عشق اشاره میکند و میگوید که عشق و دلخواهی همیشه در دسترس نیستند.