شمارهٔ ۱۱۹ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر من شب فراق چو روز قیامت است
در رستخیز عشق چه جای ملامت است
چون من گر آورد متنعّم شبی به روز
داند که بر محال مشنّع غرامت است
نا ایمن است راه ملامت گران عشق
آنجا مرو که حاصل ظالم ندامت است
تحویل ما ز کوی خرابات کی بود
باری هنوز نیت من بر اقامت است
تنها نه بر من است به تخصیص می حرام
آری به حکم شرع نبی بر تمامت است
چون است مطلقا مثل میل من به می
چون معتقد که پس رو نص امامت است
پرهیز کن اخی ز خلاف منافقان
دور از دری که عاقبتش بر وخامت است
عادت شده ست بی هده گفتن جهول را
تقلید علتی ست که جهلش علامت است
هم خانه ی نهنگ بلایی نزاریا
در موج قلزمت چه امید سلامت است
ره پر حرامیان و بیابان عشق پیش
جهل است هر که را هوس استقامت است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر افسوس و ناامیدی شاعر در مورد جدایی و فراق از معشوق است؛ او شب فراق را به روز قیامت تشبیه میکند و میگوید در عشق، جایی برای ملامت و سرزنش وجود ندارد. شاعر همچنین به احساس تنهایی و عذاب درونی صحبت میکند و به تناقض بین لذت و حرام بودن مشروبات اشاره دارد. او بر این نکته تأکید میکند که در عشق، باید از خلاف و شواهد نادرست پرهیز کرد و بیخبری و تقلید را نشانه جهل میداند. در نهایت، شاعر به عدم اطمینان و خطرات موجود در مسیر عشق و احساس تنهایی در دنیای پُر از مشکلات اشاره میکند.