نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۶ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را به روی دوست همه رنج راحت است

مرهم ز دست غیر نه مرهم جراحت است

حسن جمال و روی نکوخوش بود ولیک

آن جاست ذوق عشق که صاحب ملاحت است

می در فراق مونس بیدل بود که می

سرمایهی سخاوت و اصل سماحت است

پس بیش تر خلایق عالم مباحی اند

گر رخصت خواص به می از اباحت است

بر اهل دل ملامت و تشنیع شرط نیست

این جا به جای حسن مروت قباحت است

در دامن شکیب کشیدم به صبر پای

سیر محققانه نه کار سیاحت است

دعوی مکن نزاری و دم درکش و خموش

این جا که را محل و مجال فصاحت است

صعب است نامرادی و ناکامی و فراق

دیدار دوستان سبب استراحت است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و فلسفی شاعر است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که در دوستی و عشق، همه رنج‌ها قابل تحمل است و تنها محبت واقعی می‌تواند مرهم دردها باشد. زیبایی ظاهری چه بسا جالب است اما ارزش واقعی در عشق و احساسات عمیق نهفته است. همچنین، شاعر این را خاطرنشان می‌کند که در دنیای عشق و دل، قضاوت دیگران اهمیتی ندارد و باید با صبر و شکیبایی به مسیر عشق ادامه داد. در نهایت، شاعر به ناامیدی و فراق اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که دیدار دوستان می‌تواند دلگرمی و آسایش به ارمغان آورد.