نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷۶ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر هیچ آن پری رخ را دمی پروای ما بودی

سر گردون گردن کش به زیر پای ما بودی

وگر چون خضر ره دادی به آب زندگی ما را

همیشه سبزه ی خطش تماشا جای ما بودی

اگر در حسن گفتندی که ممتاز است در عالم

به هر سر نامه بر عنوان بت رعنای ما بودی

ملامت گوی کی بودی چنین افتاده در شنعت

بخاری در دماغ او گر از سودای ما بودی

دوباره کی بدی حاجت به حشر عامیان ما را

اگر روز قیامت هم شب یلدای ما بودی

خردمندان ندانستند مجنون را ز خود بینی

اگر بودی چو او مستی هم از صهبای ما بودی

ملک گر هیچ یار استی به خلوت جای ما آمد

دمی از پای ننشستی قدح پیمای ما بودی

دریغا این همه رفعت که ما را هست در رتبت

چه بودی گر قبای عشق بر بالای ما بودی

اگر بر شمع ما کردی تهتّک همچو پروانه

نزاری کی چنین در عشق نا پروای ما بودی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساس عشق و خیالی از وصال معشوق می‌پردازد. شاعر به جایگاه والای معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید اگر او برای عشق ما اهمیتی قائل بود، همه‌چیز تحت سلطه ما بود. با ذکر تصاویری از زیبایی، سبز بودن زندگی و مقام عالی عشق، شاعر به درد و رنج‌های عاشقی اشاره می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که اگر آغوشی برای او داشته باشد، به آن دست یابد و از درد جدایی رها شود. این شعر به عاشقانه‌گی و آرزوهای انسانی در پیوند با عشق می‌پردازد و نشان‌دهنده‌ی یأس و اشتیاق عاشق نسبت به معشوق است.