شمارهٔ ۱۱۹۰ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مرا به چاشنیی جانبی مگر داری
که گوشه ی دهنی خوشتر از شکر داری
ز دلبران که به حسن و جمال مشهورند
سر تو دارم و بس تا تو خود چه سر داری
اگر چه شهر پر از شاهدان چالاکاند
تو خود به عشوهگری شیوه ی دگر داری
ملاحت است و حلاوت کمالِ خوبی و تو
ز هر چه وصف توان کرد بیشتر داری
که را رسد که کند با تو در میان دستی
مگر دوالِ کمر را اگر کمر داری
به گوشۀ تتقی کز جمال بنمایی
نقاب بازگشایی حجاب برداری
به لطف یک نظری کن زکات خوبی را
به سوی منتظرانی که بر گذر داری
مکن که روزِ مظالم بگیردت دامن
که دادخواه بسی ناله بر اثر داری
بیار دست و به عهدِ وفا به دستم ده
سرِ نزاری شوریده سر اگر داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و دلربایی محبوبش اشاره میکند و از او میخواهد که او را با چاشنیی جانبی خوشمزه و شیرین بیاراید. او به زیباییهای محبوب اشاره میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند با او رقابت کند چون او زیبایی و شیوهای خاص دارد. علاوه بر این، شاعر از محبوب میخواهد تا در جمال خود را نمایان کند و با یک نگاه لطفش را نثار او کند. او به محبوب هشدار میدهد که از ناملایمات روزگار دوری کند و در پایان از او میخواهد که به قول و وعده وفا کند. این شعر به شدت عاطفی و عاشقانه است و نشاندهندهی عشق و ارادت عمیق شاعر به محبوبش میباشد.