شمارهٔ ۱۱۹۲ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
ختنی جمالی ای جام حبشی چه نام داری
بجز از خطی و خالی ز حبش کدام داری
ختنی است رنگ رویت حبشی است رنگ مویت
به میان این دو کشور به کجا مقام داری
حبشی سفید نبود ختنی نمک ندارد
تو سفیدی و به غایت نمک تمام داری
حبشی منم که بر تن همه سوخته ست جانم
ختنی تویی که بر تن همه سیم خام داری
سخن از حبش رها کن علم از ختن برآور
که هزار چون نزاری حبشی غلام داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و ویژگیهای ظاهری محبوبش میپردازد. او محبوبش را به شیو ختنی (وابسته به سرزمین ختن) و حبشی (وابسته به سرزمین حبش) تشبیه میکند. زیبایی او را با رنگ پوست و مو توصیف میکند و میگوید که این زیبایی فراتر از ظواهر است. شاعر همچنین به تضادهایی اشاره میکند، مانند اینکه محبوبش سفید است اما در عین حال به دلایل خاصی همچنان او را عشق خود میداند. در انتها، شاعر از همگان میخواهد که از صحبت درباره حبش دور شوند و نام ختن را بر سر زبانها بیاورند، زیرا محبوبش در زیبایی خاص و منحصر به فرد است.