نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۱۹ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

باز دل دادم به دستِ دل بری

سرو قدّی گل رخی نسرین بری

دل ستانی دل گشایی دل کشی

دل فریبی دل ربایی دل بری

لاله رخساری بنفشه گیسویی

سروبالایی صنوبر منظری

خوش نشینی خوش زبانی خوش دلی

نازنینی نازکی بازی گری

تند خویی سرکشی عاشق کشی

بی غمی سنگین دلی سلطان فری

آفتِ خلقی عذابِ عالمی

فتنه ی شهری بلایِ کشوری

دل به زاری از نزاری برد و نیست

حاصلی در عشق بی زور و زری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف دلبری و زیبایی معشوقه خود می‌پردازد. او از جذابیت‌های جسمانی و روحانی معشوق صحبت می‌کند و به ویژگی‌های زیبایی مانند قد، چهره و زبان او اشاره دارد. شاعر همچنین به عذاب‌هایی که عشق و دلبستگی به همراه دارد، اشاره کرده و به تضادهای عشق و درد اشاره می‌کند. در نهایت، او بیان می‌کند که عشق بدون قدرت و ثروت، نتیجه‌ای نخواهد داشت و دلشکستگی و زاری حاصل عشق بی‌حاصل است.