شمارهٔ ۱۲۲۰ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
گرت بخت یارست فرمان بری
چو فرمان بری از بلا جان بری
چو در خود شوی گم به مقصد رسی
چو ره پیش گیری به پایان بری
چو خواهی که پایِ ملخ هم چو مور
ره آورد پیشِ سلیمان بری
به خدمت کمربست باید چو مور
وگرنه چه خیزد ز طرلان بری
مگر تحفه آن جا بری جانِ پاک
وگرنه چه دیگر به جانان بری
دوایِ تو دردست در درد پیچ
که بی درد کی ره به درمان بری
بر آنی که بار ِمظالم به حشر
به سر بر از آن عَقبه آسان بری
توانی به سر برد آن جا اگر
به یک دست از این جا دو سندان بری
بسا دستِ حسرت به سر بر زنی
اگر عمر برخود به تاوان بری
مگر ز آتشِ سینه و آبِ سر
دل و دیده گریان و بریان بری
نزاری ز مردانِ حق شرم دار
که با نامِ خود نامِ ایشان بری
ز خود پای ننهاده بیرون هنوز
کجا پی به اسرارِ مردان بری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت اطاعت و پیروی از فرمانها اشاره میکند و میگوید که اگر فردی به فرمانهای نیکو گوش دهد، از مشکلات و بلاها رهایی مییابد. همچنین بر این نکته تأکید میکند که اگر فردی خود را گم کند و در جستجوی هدف باشد، به مقصد خواهد رسید. او به خدمت و تلاش میپردازد و میگوید که برای رسیدن به موفقیت باید همانند مورچه سخت کوش بود. شاعر همچنین اشاره میکند که اگر کسی خواهان رسیدن به خداوند است، باید با قلبی پاک به خدمت مشغول شود و در آخر به این نکته میپردازد که کسانی که در پی درک رازهای بزرگ هستند باید از عجز و ضعف بپرهیزند و با عزت و احترام به مردان حق نزدیک شوند.