نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۴۶ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر چه مشغولی و با بنده نمی پردازی

هم توانی ز سر لطف که کاری سازی

از سر پای اگرت هیچ بود دست رسی

چاره ای ساز که بر من نظر اندازی

آرزومندم و زین بیش ندارم طاقت

چه شود گر سر مرحمتم بنوازی

نیم جان دارم و در باخته ام با تو به طوع

کار جان ار چه نگیرند به بازی بازی

آه اگر نیمه شب مست کمین بگشایی

به شبیخونی و بر جان نزاری تازی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسی عمیق از بی‌توجهی و longing (آرزو) اشاره دارد. شاعر با وجود مشغله‌های طرف مقابل، امیدوار است که او به خاطر لطفش کاری برای او انجام دهد. او از عشقش به طرف مقابل سخن می‌گوید و آرزو دارد که فقط یه نظر به او بیندازد. شاعر از درد و رنجی که به خاطر عشقش متحمل می‌شود، صحبت می‌کند و در نهایت به این امید اشاره می‌کند که شاید در نیمه شب، طرف مقابل به او توجه کند و از او دلجویی کند.