نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶۲ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ترا با خویش کاری نیست تا با خویشتن باشی

اگر از خود برون آیی همه جان غیر تن باشی

به رغبت اقتدا باید به صاحب عهده ای کردن

نمی دانی که تا با خویش باشی اهرمن باشی

چنان باید اگر داری امید از حق به آمرزش

که باشی پس رو آل محمد تا حسن باشی

گریبان ده به دستِ عزت و تسلیم کن مطلق

که موقوف خودی تا در حجاب پیرهن باشی

زنان را نبود از سوزن به سر نه مرد را پس گر

بماند سوزنی با تو هنوز از سوی زن باشی

رفیقان در معارج برگذشتند از صراط و تو

روا باشد که در دنیا به بویی مُرتَهَن باشی

بتِ صورت پرستان را شکستن نیست چندانی

هوا را بشکنی آن گه به معنی بت شکن باشی

مُعوَّل بر خدا کن در مقامات غم و شادی

چرا آخر به حالت های دنیا مُمتَحن باشی

به عزلت چون نزاری گوشه یی گیر و قناعت کن

به قوت الیوم تا شایسته هر انجمن باشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم خودشناسی و تمرکز بر حقیقت اشاره دارد. شاعر می‌گوید که برای رسیدن به آمرزش و کمال، باید از خودخواہی و تعلقات دنیوی رها شویم و به ولایت الهی و راهنمایی پیامبران اقتدا کنیم. او همچنین بر اهمیت تسلیم به خداوند و نداشتن وابستگی به دنیا تأکید می‌کند و بیان می‌کند که برای عبور از مشکلات زندگی، لازم است به خدا تکیه کنیم و در عزلت و قناعت، در جستجوی آرامش باشیم. هدف نهایی، رسیدن به مرتبه‌ای والا و معنوی است.