شمارهٔ ۱۳۳۱ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به یک غمزه شهری پریشان کنی
به عمدا گذر گر بر ایشان کنی
مشعبد صفت گر شوی در حجاب
از این طرفه بازی فراوان کنی
فرود آی در کنج ویران من
اگر گنج خواهی که پنهان کنی
وگر نه گذر کن بر ارباب بخل
چو خواهی که معمور ویران کنی
دو علت یکی حرص و دیگر حسد
چنین درد را هم تو درمان کنی
ببر هرچه در آفرینش دلی ست
چو در بنده شد چاره جان کنی
چو برخواستند از سر جان و دل
برایشان همه مشکل آسان کنی
نه چندان که در امتحان گاه قهر
قیامت برآری و طوفان کنی
ز ناگفتنی هاش توبه کنی
ز نا کردنی ها پشیمان کنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعاتی از جمله عشق، حسد و حرص میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که اگر میخواهد گنجی پنهان پیدا کند، باید به ویرانی و زوال فکر کند. او همچنین به دو عادت منفی، یعنی حرص و حسد، اشاره میکند و از شاعر درخواست میکند که این درد را درمان کند. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که برای رفع مشکلات و چالشها باید از پشیمانی و ناگفتنیها توبه کرد.