شمارهٔ ۱۳۵۰ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در دل نشسته ای اگر از دیده می روی
موقوفِ وقت نیست ملاقاتِ معنوی
بر دوستان مسافتِ شکلی حجاب نیست
ای دوست جهد کن که از آن دوستان شوی
چندان که ممکن است وفا کن به حسنِ عهد
زنهار تا به گفتِ بد آموز نگروی
ترسم خلافِ عهد کنی و أسّف خوری
هان کوش تا نصیحتِ یارانه بشنوی
محمود نیست عاقبتِ ناخدای ترس
گویند ز آن که کاشته ای بیش ندروی
از عقده ی وبال بر اندیش و زخمِ نیش
هر چند ماه طلعت و خورشید پرتوی
باطل مکن امیدِ نزاری روا مدار
آزارِ دوستان که گناهی بود قوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به رابطه معنوی و دوستی اشاره شده است. شاعر میگوید اگرچه ممکن است فردی در دوری دیده شود، اما این مانع از ایجاد ملاقاتهای روحانی نخواهد بود. مسافت نمیتواند مانع دوستی شود و باید تلاش کرد تا به دوستان نزدیک شد. همچنین تأکید میکند که باید به عهد و وعدهها وفادار ماند و از گفتارهای ناپسند دوری کرد. ترس از ناپایداری در دوستی، و اندیشیدن به عواقب بد کارها، از دیگر نکات این شعر است. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که بر امیدها و احساسات دوستان آسیب نرسانیم، زیرا این عمل گناه است.