نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۵۲ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای در لبت خلاصه ی اعجازِ عیسوی

حیران ز نقشِ رویِ تو تمثالِ مانوی

بی مثلت آفرید خدا کز نوادرست

با صورتِ نکو حرکت هایِ معنوی

از خانقه کشد به خرابات رختِ انس

گر بگذرد خیالِ تو بر چشمِ منزوی

صورت پرست را به سرِ غمزه گو بیا

تا رشکِ آفتاب ببینی و بگروی

ماهی به روی و سرو به بالا و طرفه آنک

دل می بری ز مردم و آزاد می روی

گه دست در خضابی و گه روی در نگار

در خونِ دوستان به همه رنگ می شوی

زور و زرم نماند چه تدبیر بعد ازین

گر زاریِ نزاری بی چاره نشنوی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به زیبایی و معجزه‌گونه بودن محبوبی اشاره می‌کند که آن را با عیسی مسیح مقایسه می‌کند. او حیران از زیبایی‌های این محبوب است که به معنویت و حرکات معنوی اشاره دارد. همچنین، نهادن محبوب در مکان‌های مختلف (از خانقاه تا خرابات) نشان‌دهنده‌ی قدرت تاثیرگذاری او بر دل‌هاست. شاعر به سرگشتی و شگفتی ناشی از عشق محبوب اشاره می‌کند و به زیبایی‌های او می‌بالد. در نهایت، او از بی‌کسی و ناامیدی پس از جدایی از محبوب می‌گوید و به بی‌زار بودن از دردهای عشق اشاره می‌کند.