نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۴ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

جهان پرفتنه از جانانهٔ ماست

فلک سرمست از پیمانهٔ ماست

تپان مرغ دل اندر بر ملک را

به بوی دام کاه و دانهٔ ماست

اگرچه از همه اکوان برون است

چو هست اندر درون هم خانهٔ ماست

خردمندان نه مرد این حدیثند

در این ره عقل کل دیوانه ی ماست

اگر تو طالب گنج نهانی

بیا کین گنج در ویرانهٔ ماست

به شب خورشید اگر حاضر ندیدی

بیا بنگر که در کاشانهٔ ماست

چه خورشید آن که خواهد شمع گردون

که گوید کمترین پروانهٔ ماست

عیان مطلوب و ما محجوب هیهات

حجاب از نفس نامردانهٔ ماست

برادر کآشنای کوی او نیست

برادر نیست او بیگانهٔ ماست

نزاری نقد وقت خویش را باش

سخن های دگر افسانهٔ ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تأملات و اندیشه‌های عمیق شاعر در مورد حقیقت وجود و زندگی است. شاعر به پیچیدگی‌های جهان و حالاتی که انسان‌ها در آن گیر افتاده‌اند، اشاره می‌کند و می‌گوید که لذت و زیبایی‌های زندگی در درونیات انسان نهفته است. او بیان می‌کند که عقل محدود و خردمندان به درک این حقیقت نایل نمی‌شوند و برای یافتن گنج‌های نهانی باید به دنیای درونی خود مراجعه کرد. شاعر همچنین به کنجکاوی و جستجوی حقیقت در دنیای مادی اشاره دارد و می‌گوید که خودشناسی و بینش عمیق می‌تواند انسان را از حجاب‌های مختلف رهایی بخشد. در نهایت، او تأکید می‌کند که زمان حال و توجه به آن بسیار اهمیت دارد و تفکرات بی‌پایه و افسانه‌ها را می‌کوبد.